تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
مرد خارجى نتوانست جواب بدهد . حضرت باقر عليه السّلام فرمود اما آنچه گفتى كه ابا بكر رفيق پيامبر در غار بوده اين يك عيبى است نه فضيلت به چند جهت . اول اينكه در آيه مدحى مشاهده نمىشود جز خارج شدن با پيامبر و همراه او بودن با اينكه خداوند اين مصاحبت را بكافر هم نسبت داده با مؤمن آنجا كه ميفرمايد «
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ
» و اين آيه
أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ
بودن او با پيامبر برايش مدحى بوجود نمىآورد زيرا نه گرفتارى از پيامبر رفع نموده و نه با دشمن پيامبر بمبارزه پرداخته . دليل دوم . اينكه در آيه مىفرمايد
لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
معلوم مىشود ناراحت و مضطرب بوده و بىصبرى ميكرده و بر جان خود مىترسيده و اطمينانى بوعده خدا و پيامبر نداشته راجع بسلامتى و پيروزى و راضى به برابرى با پيامبر نبوده تا آنجا كه پيامبر او را نهى مىكند و ميفرمايد محزون نباش خدا با ما است . حالا از تو سؤال مىكنم از اندوه او آيا مورد رضاى خدا بود يا خشم او اگر بگوئى در راه رضاى خدا بوده جسارت به پيامبر كرده‌اى چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از چيزى كه رضاى خدا باشد نهى نميكند اگر بگوئى مورد خشم خدا بوده در اين صورت چه امتيازى است براى كسى كه پيامبر او را نهى مىكند از چيزى كه مورد خشم خدا است اگر ابا بكر در اندوه خود راه صحيح رفته باشد بايد پيامبر كه نهى مىكند خطا كرده باشد هرگز پيامبر خطا نكرده . ديگر راهى نماند جز اينكه حزن او كار خطائى بوده و پيامبر از آن نهى نموده . سوم اين قسمت آيه
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
در مورد كسى گفته مىشود كه جاهل بواقعيت باشد و اطلاع نداشته باشد اگر پيامبر اكرم نميدانست كه او اعتقاد درستى ندارد اين حرف آن جناب در اين مورد صحيح نبود كه خدا با ما است و نيز خدا با همه خلق است چون آنها را آفريده و روزى ميدهد و مردم در علم