تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
در تعجب شدم در همين موقع مرد ديگرى آمد او نيز گفت : يا على من ترا در پنهانى چنان دوست دارم كه در آشكارا دوست ميدارم . مدتى با چوبى كه در دست داشت به زمين ميزد سپس سر برداشته فرمود : راست گفتى سرشت ما سرشتى مورد رحمت است در روز ميثاق خداوند از آنها پيمان گرفت هرگز كسى از اين گروه خارج نميشود و كسى داخل آنها نميگردد تا روز قيامت اما بايد براى فقر روپوشى تهيه كنى از پيامبر اكرم شنيدم ميفرمود : « الفاقة الى محبّك اسرع من السيل من اعلى الوادى الى اسفله » تنگدستى سرعتش بسوى دوستان تو بيشتر است از سرعت سيل از بالاى درّه به پائين آن . توضيح : يعنى بايد در دنيا زهد و پارسائى را پيشه كنى و صبر و شكيبائى در مقابل فقر و تنگدستى داشته باشى و جلباب بمعنى لنگ و رداء است بعضى گفتند جلباب مانند چارقد است كه سر و سينه و پشت زن را ميپوشاند و در اينجا كنايه از صبر آورده شده كه فقر را ميپوشاند مانند جلباب كه سر را مىپوشاند . حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود : خداوند پيمان آنها را با ما بر ولايت ما گرفته نه زياد ميشوند و نه كم خداوند ما را از اعلى عليين آفريده و شيعيان ما را از طينت ما پائين‌تر از آن و دشمنان ما را از سجين آفريده دوستان آنها را از طينت ايشان آفريده پائين‌تر از آن . در روايت بعد راوى را حذيفه بن اسيد غفارى نام مىبرد و پس از هشت اسم باسم عمويش ميرسد . بصائر : ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : هر وقت مردم پيش معاويه ميرفتند حبابه والبيه خدمت حضرت حسين عليه السّلام ميرسيد زنى بسيار كوشا بود كه پوست بدنش خشك مينمود از عبادت يك روز با پسر عمويش كه پسركى كوچك بود خدمت حضرت حسين رسيد .