تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
آدم گفت خدايا برايم توضيح بده . فرمود آدم ! نگاه كن به بالاى عرش آدم نگاه كرد نور اشباح ما از صلب آدم به بالاى عرش افتاد در آن صورتهائى نقش بست مثل آينه كه در آن صورت نقش مىبندد اشباح ما را مشاهده كرد . عرضكرد خدايا اين شبح‌ها چيست ؟ خداوند فرمود اينها اشباح بهترين خلق و مردمند اين محمّد است و من حميد محمود در افعالم يك اسم از اسمهاى خود براى او جدا كرده‌ام و اين على است و من على عظيم هستم اسمى از نامهاى خود براى او جدا كرده‌ام و اين فاطمه است من فاطر آسمان‌ها و زمين‌هايم و جداكننده دشمنان خود از رحمتم در روز قيامت و جداكننده دوستانم هستم از چيزهائى كه موجب ناراحتى و آلودگى آن‌ها مىشود براى او يك اسم از اسم‌هاى خود جدا كردم و اين حسن و اين حسين است و من محسن نيكوكارم يك اسم از اسم‌هاى خود براى آن دو جدا كرده‌ام . اين‌ها بهترين مخلوق و گرامىترين افراد هستند بوسيله آن‌ها مواخذه ميكنم و بآن‌ها ميبخشم و بآن‌ها كيفر ميكنم و بوسيله آن‌ها ثواب مىدهم آدم هر گاه يك ناراحتى به تو رسيد آن‌ها را شفيع خود در نزد من قرار بده من سوگند ياد كرده‌ام بر خود سوگندى واقعى كسى كه بوسيله آن‌ها اميدى داشته باشد نااميد نكنم و هر كس بوسيله آن‌ها درخواستى نمايد رد نكنم به همين جهت وقتى از او لغزشى سر زد خدا را بواسطه آن‌ها خواند و از او دو گذشت و او را بخشيد . تفسير منسوب به امام : وقتى موسى تصميم گرفت از بنى اسرائيل پيمان فرقان را بگيرد بين اشخاص حقيقت گو و ياوه‌سرايان تفرقه و جدائى قرار داد . پيمانى كه عبارت بود از نبوت براى محمّد و امامت براى على و ائمه طاهرين عليهم السّلام گفتند ما ايمان به اين سخن تو نداريم كه دستور پروردگار باشد مگر اينكه خدا را آشكارا ببينيم خودش بما بگويد صاعقه آن‌ها را فرا گرفت ايشان صاعقه را ميديدند كه فرود مىآيد خداوند بموسى گفت موسى ! من دوستانم را گرامى