تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
خطاب رسيد آدم ! اين محمّد پيامبر من است و اين على امير المؤمنين پسر عموى پيامبرم و وصى او و اين فاطمه دختر پيامبر من اين دو حسن و حسين دو فرزندان على و پسران پيامبرم بعد فرمود آدم اينها فرزندان تواند . آدم از اين سخن مسرور شد . وقتى مرتكب خطا شد گفت خدايا از تو درخواست ميكنم به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين از خطايم درگذرى خداوند بواسطه اين دعا او را آمرزيد اين است معنى آن آيه كه خداوند فرموده
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ
چون هبوط به زمين كرد انگشترى ساخت و بر نگين آن نوشت محمّد رسول اللَّه و على امير المؤمنين آدم كنيه‌اش ابو محمّد بود . تفسير منسوب به امام : حسين بن على عليه السّلام فرمود خداوند وقتى آدم را آفريد و قيافه‌اش را مرتب نمود و به او اسماء هر چيز را آموخت و بر ملائكه آن‌ها را عرضه داشت شبح محمّد و على و حسن و حسين اين پنج نور را در نهاد آدم قرار داد انوار آنها در آسمان‌ها و حجب و بهشت و كرسى و عرش ميدرخشيد بملائكه دستور داد براى آدم سجده كنند باحترام او چون ظرف از اين اشباحى كه نورشان جهان را فرا گرفته شده بود . سجده نمودند بجز ابليس كه امتناع ورزيد از تواضع نسبت بجلال خدا و اينكه براى انوار اهل بيت تواضع نمايد با اينكه ملائكه تمامشان تواضع نمودند او تكبر كرد و خود را بالا گرفت بواسطه همين امتناع و تكبر از كفار شد . حضرت على بن الحسين عليه السّلام گفت پدرم از پدر خود از پيامبر نقل كرد كه فرمود اى بندگان خدا وقتى آدم نور را از صلب خود درخشان ديد چون خداوند اشباح ما را از بالاى عرش بصلب او منتقل كرده بود آن نور را مشاهده كرد اما اشباح را نديد گفت خدايا اين نورها چيست ؟ خداوند فرمود نور اشباحى است كه از بهترين جاى عرش به پشت تو منتقل كرده‌ام و به همين جهت ملائكه را دستور به سجده تو دادم چون تو ظرف اين انوار بودى .