در آن نوشته شده بود لا إله الا اللَّه و محلى نبود كه در آن لا إله الا اللَّه نوشته شده بود كه در آن بنحو خلقت نوشته شده بود محمّد رسول اللَّه و هيچ جا نوشته نشده بود محمّد رسول اللَّه مگر اينكه در آنجا نوشته شده بود على برگزيده خدا است حسن صفوة اللَّه و حسين امين اللَّه و ائمه از اهل بيتش را ذكر كرده بود يكى پس از ديگرى تا حضرت قائم بامر خدا .
آدم گفت محمّد صلوات اللَّه عليه و آله و اسمهائى كه از اهل بيتش نوشته شده بود گرامىترين خلق خدايند .
وقتى رسيدند به آخر نوشتههاى صحيفه ادريس صحيفه ابراهيم را خواند در آن نيز عينا همان چيزهائى بود كه در صحيفههاى قبلى نوشته بود و متفرق شدند .
* از همان كتاب نقل مىشود از كتاب تنبيه للحيرة از شعبى نقل مىكند كه عمر خدمت پيامبر اكرم رسيد و صحيفهاى آورد كه در آن تورات به زبان عربى نوشته شده بود آنها را خواند متوجه شد كه آثار خشم در چهره پيامبر آشكار گرديد . گفت به خدا پناه مىبرم از خشم پيامبرش پيامبر اكرم فرمود از اهل كتاب چيزى نپرسيد آنها شما را راهنمائى نميكنند آنها گمراه شدهاند ممكن است شما را حديث از باطلى بنمايند و شما ايشان را تصديق نمائيد يا واقعيتى را بگويند شما تكذيب نمائيد اگر موسى در ميان شما بود چارهاى جز پيروى از مرا نداشت .
حسن بن سليمان گفت بنا بر اين اگر موسى در زمان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بود چارهاى جز پيروى از پيامبر را نداشت و از امت او بشمار ميرفت و پيروى از او و وصيش و اوصياء بعدش بر او واجب بود .
* از همان كتاب با حذف سند نقل از امير المؤمنين مينمايد كه پيامبر اكرم فرمود من سرور پيشينيان و آيندگانم و تو يا على سرور خلايق بعد از منى اول ما مانند آخرى ما است و آخرى ما مانند اولى .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 241
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤١