تكميل ميكنم .
آدم گفت : اين رسولان كيانند و اين احمدى كه چنان داراى مقام و شخصيت نمودى كيست ؟ فرمود : همه از ذريهى تواند احمد آخرين آنها و وارث ايشان است آدم گفت بچه ماموريتى آنها را مىفرستى ؟ خطاب شد بماموريت توحيد سپس بعد از توحيد سيصد و سى شريعت خواهم فرستاد كه تمام آنها را براى احمد تكميل ميكنم اكنون اعلام مىكنم هر كس با يكى از اين شريعت پيش آيد با ايمان به من و پيامبرانم او را داخل بهشت ميكنم .
آدم گفت : خدايا شايسته است كسى كه ترا مىشناسد با نعمتهايت بوسيله آنها با تو مخالفت و معصيت نكند و هر كس گسترش رحمت و مغفرت ترا بداند مأيوس نگردد .
فرمود آدم مايلى به تو نشان دهم اين فرزندانت را كه مورد عظمت و شخصيت قرار دادهام و آنها را بر تمام جهانيان برترى بخشيدهام عرض كرد آرى پروردگارا خداوند تمثال آنها را به اندازه قدر و مقامشان از لطف و عنايتى كه بآنها نموده بود براى آدم مجسم كرد به صورت شبح در ذريه ايشان و پيروان مخصوص از امتشان را آدم آنها را تماشا كرد بعضى از ديگران جلوه بيشترى داشتند متوجه شد كه فضل پنج پيامبر صاحب شريعت و مقام آنها مانند ماه نسبت بساير ستارگان فرق دارد و فضيلت و برترى پنجمى محمّد از نظر نور بر بقيه آنها مانند برترى پنج پيامبر است بر تمام انبياء .
متوجه شد كه خويشاوندان نزديك هر پيامبرى از قوم و قبيلهاش چنگ بدامن آن پيامبر زدهاند از جلو و عقب و راست و چپ صورت آنها درخشان و چهرهشان تابان است از نور . تفاوت مراتب به اندازه مقام پيامبر است در نزد خدا و به مقدار تفاوت مقام آنها نسبت به پيامبرشان .
آدم ديد نورى چنان ميدرخشد كه تمام آسمان را فرا گرفته از مشرق گذشته و مغربها پوشانده و چنان بالا رفته كه بملكوت آسمانها رسيده متوجه
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 236
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٦