امالى ابن شيخ : سليمان ديلمى از پدرش نقل كرد گفت از جعفر بن محمّد عليه السّلام پرسيدم جمعه را بچه جهت جمعه ناميدهاند فرمود چون خداوند خلق را براى ولايت محمّد و اهل بيت او در آن روز جمع كرد : كتاب تفضيل ائمه بر انبياء نوشته حسن بن سليمان گفت حسن بن كبش از گروهى از اصحاب پيامبر نقل كرده از آن جمله جابر بن عبد اللَّه انصارى و ابو سعيد خدرى و عبد الصمد بن ابى اميه و عمر بن ابى سلمه و ديگران گفتند پس از فتح مكه پيامبر نامههائى بوسيله پيك فرستاد براى كسرى و قيصر روم آن دو را دعوت باسلام يا پرداخت جزيه نمود و گر نه آماده جنگ باشند براى نصارى نجران نيز همين مطلب را نوشت .
پيك پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه به آنها رسيد پناه بردند به كنيسه بزرگ خود و ابو حارثه اسقف اول آنها نيز حضور داشت در آن زمان صد و بيست سال از عمرش گذشته بود ايمان به پيامبر و عيسى مسيح داشت ولى از كافران قوم خود مخفى ميكرد تكيه بر عصاى خود زد و شروع بصحبت براى آنها نمود ايشان را پند داد و بالاخره بعد از سر و صداهاى زياد آنها را ملزم بآوردن جامعه كبرى كه يادگار شيث بود نمود . يك قسمت را باز كرد و صحيفه شيث كه به ارث از پدرش آدم به او رسيده بود گشود در قسمت دوم از فواصل آن چنين نوشته بود :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم خدائى جز من كه زنده و پايدارم نيست تاخير - اندازه روزگار و جداكننده امور بخواست خود اسباب را ترتيب دادم و مشكلها را آسان نمودم من عزيز و حكيم و رحمان و رحيم هستم مهربانى ميكنم و ميبخشم رحمتم بر خشم سبقت گرفته و عفوم بر عقوبت آفريدم بندگانم را براى عبادتم و آنها را با دليل و برهان خود ملزم نمودم آگاه باشيد كه من ميان آنها پيامبرانم را ميفرستم و كتابهايم را فرود مىآورم اين كار را بطور قطع از ابتداى اولين بشر تا احمد پيامبر و خاتم انبياء ادامه مىدهم او كسى است كه درود و رحمتم را بر او مىفرستم و در قلبش بركاتم را جاى مىدهم بوسيله او انبياء و رهبران را
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 235
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٥