تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
خيال ميكنم صد هزار باشند فرمود : نه جابر گمان تو زياد است آنهائى كه خيال ميكنى مقصّرند و از ياران تو نيستند . عرضكردم يا ابن رسول اللَّه مقصّر كيست ؟ فرمود : كسانى كه در معرفت امام كوتاهى دارند و همچنين در معرفت آنچه خدا بر آنها واجب نموده از امر و روح خود عرضكردم معرفت روح خدا چيست ؟ فرمود : اينكه بداند بهر كسى خداوند اين روح را بخشيده امر خود را نيز به او تفويض نموده و به اجازه خدا مىآفريند و زنده مىكند و به ديگرى علم غيب مىآموزد و از گذشته و آينده تا روز قيامت اطلاع دارد چون آن روح از امر اللَّه است هر كه ممتاز به اين روح شد كامل است و نقصانى ندارد هر چه بخواهد با اجازه خدا انجام ميدهد از مشرق به مغرب در يك لحظه ميرود و به آسمان بالا ميرود و به زمين فرود مىآيد هر چه اراده كند و بخواهد انجام ميدهد . عرضكردم آقا دليلى از اين روح در قرآن برايم بياور كه خداوند آن را بمحمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بخشيده فرمود بسيار خوب اين آيه را بخوان
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا
و اين آيه
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
گفتم خدا گشايش به تو عنايت كند آن چنانچه عقده دل مرا گشودى و مرا بر شناخت روح و امر كمك كردى سپس عرضكردم آقا پس در اين صورت بيشتر از شيعيان مقصرند من يك نفر از ياران خود را نمىشناسم كه داراى چنين معرفتى باشد فرمود جابر ! اگر تو يك نفر را نمىشناسى من چند نفر را ميشناسم مىآيند و سلام ميكنند و از من اسرار و علوم پنهان و حقايق را مىآموزند . عرضكردم فلان كس با يارانش از اين نمونه هستند ( ان شاء اللَّه ) چون من از آنها يكى از اسرار و حقايق شما را شنيدم خيال ميكنم بهدف رسيده‌اند و كامل شده‌اند فرمود : فردا بگو بيايند با تو اينجا . من روز بعد آنها را آوردم