تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
ابن كوّاء از جاى حركت كرد در همان حال كه امير المؤمنين سخنرانى ميكرد گفت : يا امير المؤمنين خودت را معرفى كن فرمود : واى بر تو ميخواهى خود را بستايم و حال اينكه خدا از چنين كارى نهى كرده با اينكه هر وقت من از پيامبر چيزى ميخواستم به من ميداد و اگر سكوت ميكردم او خود بدون اظهارى از طرف من لطف ميفرمود در اين سينه من انبوهى از علم است ما خانواده را نميتوان با احدى قياس كرد . از همان كتاب جلودى مينويسد در ضمن خطبه خود فرمود : مردم از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد من رهبر مؤمنين و هدف پيشروان و زبان متقين و خاتم وصيين و خليفه پروردگارم من قسمت ميكنم آتش را من صاحب بهشتم من صاحب اعرافم و صاحب حوض از ما امامى نيست مگر اينكه او عارف به تمام ولايتش هست من هادى بولايتم . از كتاب فضل بن شاذان . حسن بن عبد اللَّه از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه امير المؤمنين بر منبر كوفه فرمود به خدا قسم من پاداش دهنده مردمم در روز حساب و قسمت‌كننده خدايم بين بهشت و جهنم داخل نميشود هيچ كس مگر توسط يكى از دو نوع قسمت من . من فاروق اكبر و شاخ آهنين و باب ايمان و صاحب ميسم و صاحب سنين . من صاحب انگيزش اول و انگيزش آخر و صاحب قضاء و صاحب كرّات و دولت دول و امام براى پس از خود و جانشين براى كسى كه قبل از من بوده كسى بر من تقدم ندارد مگر احمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمام ملائكه و رسل و روح پشت سر منند از رسول اللَّه ميخواهند سخن ميگويد مرا نيز دستور ميدهند چون او سخن مىگويم . به من هفت چيز داده‌اند كه ديگرى پيش از من نگرفته . آشنا براههاى