حضرت باقر فرمود : حمران خداوند تبارك و تعالى اين پيشآمد را مقدر نموده بود براى آنها و امضا نموده و حتمى كرده بود بطورى كه خود آنها اختيار نموده بودند ( به همين جهت از آن سرپيچى نداشتند و فرار نميكردند ) سپس اتفاق افتاد با اطلاع قبلى آنها از طرف پيامبر اكرم ، على عليه السّلام و امام حسن و امام حسين قيام كردند از روى علم و سكوت كرد هر كدام از ما كه مأمور بسكوت بود با علم و اطلاع « 1 » .
اگر هنگام اين پيش آمدها از خدا در خواست ميكردند و الحاح مينمودند كه قدرت ستمگران را از سر آنها رفع نمايد و سلطنت آنها را از بين ببرد بسرعت از بين مىبرد چون نخى كه پاره شود و قطع گردد اين پيش آمدها كه براى آنها شد نه بواسطه ارتكاب گناهى بوده و نه به جهت كيفر مخالفت و معصيت پيش آمده اين بواسطه لطف و عنايت خدا به آنها و مقام و منزلت ايشان در نزد خدا بود مبادا در مورد آنها گمانهاى نامناسب ببرى .
بصائر و اختصاص : حارث نضرى گفت : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : از صحبت كردن در باره ما بپرهيزيد كه سخن شما را بما ميرسانند .
همين روايت با اختلاف مختصرى در عبارت تكرار مىشود .
اختصاص : عروة بن موسى جعفى گفت : روزى حضرت صادق عليه السّلام كه ما در خدمت ايشان صحبت ميكرديم فرمود : امروز چشمهاى هشام بن عبد الملك در قبرش از جاى درآمد عرض كرديم چه وقت مرده فرمود : سه روز است ما تاريخ را يادداشت كرديم بعد تحقيق كرديم همانطور بود .
خرايج : صالح بن عقبه اسدى از پدرش نقل كرد كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : معتقد بيك امرى هستند ولى خودشان باعث ضعف و شكست آن ميشوند .
هامش
( 1 ) شخصيت ائمه ما عليهم السّلام يكى از همين جهت است كه اطلاع از عاقبت امر داشتند باز رفتار آنها عادى و چون كسى بود كه اطلاع ندارد اين علم و اطلاع موجب فرار مرگ و جلوگيرى از مقدرات نميشد .