مىشوند ، قبح و استهجانيبوجود نمىآيد مثلًا : در شهرى كه فقط ده رقبهى مؤمن وجود دارد و بقيه همه كافرند ، اگر مولا ابتداء امر كند : « أعتق رقبة » و سپس بگويد : « لاتعتق الرقبة الكافرة » در اينجا چون با يك تقييد اكثر رقبهها خارج مىشوند ، لذا هيچ اشكال و قبحيبوجود نمىآيد .
سومين اشكال دلالى مقطوعهيابن اذينه
مستشكل اين اشكال را در ضمن يك قياس مطرح كرده و مىگويد :
* صغرا : مقطوعه ابن اذينه فقط مربوط به « رباع » است ؛ زيرا مىگويد :
« فى النساء إذا كان لهنّ ولد أعطين من الرباع »
اگر زوجهذات ولد باشد ، از رباع ارث مىبرد .
* كبرا : چنانچه بوسيلهى اين مقطوعه ، مطلقات تقييد زده شوند ، لازمهاش اين است كه بايد روايات نافيه ( حرمان ) فقط در مورد « رباع » تخصيص بخورند ؛ در اين صورت ، زوجه اگر از زوج فرزند داشته باشد از عين زمين رباع ( زمين مسكونى ) ارث مىبرد ، امّا محروميّت زوجه نسبت به ساير اراضى باقى مىماند .
* نتيجه : « و اللازم باطل ، فالملزوم مثله » ، يعنى هيچكس قائل نشده به اينكه روايات حرمان را بايد فقط در مورد رباع تخصيص زد و بگوييم زوجه اگر فرزند داشته باشد از عين زمين مسكونى ارث مىبرد امّا حرمان زوجه نسبت به ساير اراضى باقى مىماند .
به اصل عبارت مستشكل توجه فرماييد :
« انه لو سلمنا صحة الاستدلال بها فلا تدل هذه الرواية الا على التفصيل المذكور فى الزوجة فى ارثهاعن خصوص الرباع و لا وجه للتعدى عن الرباع الى غيرها ، فيبقى الباقى تحت العمومات الدالة على حرمان الزوجة عنه » « 1 »
البته اگر استدلال به اين روايت را صحيح بدانيم ، باز اين روايت فقط بر تفصيل ذكر شده
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ارث الزوجة ، آيت الله سيد محسن خرازى ، ص 115 ، به نقل از مجله فقه اهل بيت شماره 46 ص 28 .