مناقشه بر خاتمهى جواب مُجيب
* اولًا : از جمله دلائلى كه باعث شده فقيه معاصر - حفظه الله - جوابهاى اربعهى فوق را بر اشكال دوم دلالى مقطوعهى ابن اذينه ارائه دهند ، غموض و سؤالات مذكوراست كه در ذهن ايشان ، پيرامون روايات نافيه شكل گرفته ؛ لذا در پاسخ به ايشان ، مجدداً به مباحث گذشته اشاره مىنماييم :
- دربارهيظاهر قرآن :
بيان شد تمام اطراف نزاع پذيرفتهاندكه مطابق آيه « قرآن » ، ظاهراً زوجه از جميع ماترك زوج ارث مىبرد ، لكن شبههايكه در اين بين وجود داشت اينبود كهدر آيهشريفه ولهنّ الربع ممّا تركتم « 1 » لفظى كه دال بر « عموم » باشد وجود ندارد ؛ لذا بايد به « اطلاق » قائل شويم و در محل خود بيان شد كه مستشكل مىتواند اشكال كند كه آيه در مقام بيان « ماترك » نيست ؛ بلكه آيهصرفاً در مقام بيان « مقدار سهام » است .
- دربارهياحاديث :
در مورد احاديث نيزبه تفصيل بيان شد كه بين روايات نافيه و مورّثه « تعارض » است .
- دربارهيشهرت :
در مباحث قبل اثبات شد كه چنين شهرتى در نزاع دوم وجود ندارد ؛ نهايت اينكه به نظر مرحوم سيّد محمد بحرالعلوم ( رحمه الله ) صاحب كتاب « بلغة الفقيه » قائل شويم كه مىفرمايند :
« و بالجملة الانصاف ، أن القولين متكافئان فى المعروفية » « 2 »
و كلًا انصاف اين است كه هر دو قول در معروفيت و شهرتهم تراز يكديگرند .
و بگوييماقوال در اينكه فقط زوجه غير ذات ولد محروم است يا مطلق
هامش
( 1 ) . سوره مباركه نساء ، آيه شريفه 12
( 2 ) . ر . ك . به : بلغة الفقيه ، سيد محمد بحرالعلوم ( رحمه الله ) ، ج 3 ، ص : 97 .