آمده است كه به قرينه آيات ديگر آن سورهها منظور از دين روز جزا است .
« يدع » از ماده « دع » ( بر وزن حد ) به معنى دفع شديد و راندن توأم با خشونت و عنف است .
و « يحض » از ماده « حض » به معنى تحريض و ترغيب ديگران بر چيزى است ، « راغب » در « مفردات » مىگويد : « حص » تشويق در حركت و سير است ، ولى « حض » چنين نيست ( 1 ) .
از آنجا كه « يحض » و « يدع » به صورت فعل « مضارع » آمده نشان مىدهد كه اين كار مستمر آنها است در مورد يتيمان و مستمندان .
باز در اينجا اين نكته جلب توجه مىكند كه در مورد يتيمان مساله عواطف انسانى بيشتر مطرح است تا اطعام و سير كردن ، چرا كه بيشترين رنج يتيم از دست دادن كانون عاطفه و غذاى روح است ، و تغذيه جسمى در مرحله بعد قرار دارد .
و باز در اين آيات به مساله اطعام « مستمندان » كه از مهمترين كارهاى خير است برخورد مىكنيم ، تا آنجا كه مىفرمايد : اگر خود قادر به اطعام مستمندى نيست ديگران را به آن تشويق كند .
تعبير به « فذلك » ( با توجه به اينكه « فا » در اينجا معنى سببيت را مىبخشد ) اشاره به اين نكته است كه فقدان ايمان به معاد سبب اين خلافكاريها مىشود ، و به راستى چنين است ، آن كس كه آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل ، و آن حساب و كتاب و پاداش و كيفر را در اعماق جان باور كرده باشد ، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مىشود ، ولى آنها كه ايمان ندارند اثر آن در جرأتشان بر گناه و انواع جرائم كاملا محسوس است .
در سومين وصف اين گروه ، مىفرمايد : « واى بر نمازگزاران » ( * ( فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) « مفردات » ماده « حض » .