به نشانه تسليم كامل نزد نجاشى فرستاد و اعلام وفادارى كرد .
نجاشى چون چنين ديد او را بخشيد و در پست خود ابقا نمود .
در اين هنگام « ابرهه » براى اثبات خوش خدمتى كليساى بسيار زيبا و مهمى بنا كرد كه مانند آن در آن زمان در كره زمين وجود نداشت ، و به دنبال آن تصميم گرفت مردم جزيره عربستان را به جاى « كعبه » به سوى آن فرا خواند ، و تصميم گرفت آنجا را كانون حج عرب سازد ، و مركزيت مهم مكه را به آنجا منتقل كند .
براى همين منظور مبلغان بسيارى به اطراف ، و در ميان قبائل عرب و سرزمين حجاز فرستاد ، اعراب كه سخت به « مكه » و « كعبه » علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ « ابراهيم » خليل مىدانستند احساس خطر كردند .
طبق بعضى از روايات گروهى آمدند و مخفيانه « كليسا » را آتش زدند ، و طبق نقل ديگرى بعضى آن را مخفيانه آلوده و ملوث ساختند ، و به اين ترتيب در برابر اين دعوت بزرگ عكس العمل شديد نشان دادند و معبد « ابرهه » را بى اعتبار كردند .
« ابرهه » سخت خشمگين شد ، و تصميم گرفت خانه « كعبه » را به كلى ويران سازد ، تا هم انتقام گرفته باشد ، و هم عرب را متوجه معبد جديد كند ، با لشگر عظيمى كه بعضى از سوارانش از « فيل » استفاده مىكردند عازم مكه شد .
هنگامى كه نزديك مكه رسيد كسانى را فرستاد تا شتران و اموال اهل مكه را به غارت آورند ، و در اين ميان دويست شتر از « عبد المطلب » غارت شد .
« ابرهه » كسى را به داخل مكه فرستاد و به او گفت بزرگ مكه را پيدا كند ، و به او بگويد : « ابرهه » پادشاه « يمن » مىگويد : من براى جنگ نيامدهام ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣١