آنها از مناجات او چنان لذتى مىبرند كه با هيچ بيانى قابل توصيف نيست ، در حالى كه اينها چنان در نكبت گناهان خود غرقند كه راه نجات ندارند و به گفته شاعر :
تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون
كجا به كوى حقيقت گذر توانى كرد ؟ !
جمال يار ندارد حجاب و پرده ولى
غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد !
امير مؤمنان على ع در دعاى معروف كميل عرض مىكند :
هبنى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك :
« گيرم كه بر عذاب دردناك تو صبر كنم چگونه مىتوان بر فراق و دوريت صبر كرد » ؟ !