اين سخن به عنوان توبيخ و ملامت و سرزنش به آنها گفته مىشود و عذابى است روحانى و شكنجه اى است معنوى براى اين گروه خيره سر و لجوج .
نكتهها :
1 - چرا گناه ، زنگار دل است ؟ !
نه تنها در آيات اين سوره از تاثير گناه در تاريك ساختن دل سخن گفته شده ، كه در بسيارى ديگر از آيات قرآن مجيد نيز اين معنى به طور مكرر ، و با صراحت مورد توجه قرار گرفته است .
در يك جا مىفرمايد : كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ : « اين گونه خداوند بر قلب هر متكبر طغيانگرى مهر مىنهد » ( مؤمن - 35 ) .
و در جاى ديگر درباره گروهى از گنهكاران لجوج و عنود مىفرمايد :
خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ : « خداوند بر دلهاى آنها مهر نهاده ، و همچنين بر گوشهاى آنها ، و بر چشمهايشان پرده اى فرو افتاده ، و براى آنها عذاب بزرگى است » ( بقره - 7 ) .
و در آيه 46 سوره حج مىخوانيم : فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ : « چشمهاى ظاهر نابينا نمىشود ، بلكه دلهايى كه در سينهها جاى دارد نابينا مىگردد » .
آرى بدترين اثر گناه و ادامه آن ، تاريك ساختن قلب ، و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است ، گناهان از اعضاء و جوارح سرازير قلب مىشود ، و قلب را به يك باتلاق متعفن و گنديده مبدل مىسازد ، اينجاست كه انسان راه و چاه را تشخيص نمىدهد ، و مرتكب اشتباهات عجيبى مىشود كه همه را حيران مىكند .