به نامهاى « اورانوس » « پلوتون » « و نپتون » وجود دارد كه تنها با دوربينهاى نجومى قابل مشاهدهاند و با كره زمين مجموعا نه سياره منظومه شمسى را تشكيل مىدهند ( البته بسيارى از اين سيارات نهگانه « قمر » يا « قمرهايى » دارند كه حساب آنها از اين جمع جدا است ) . ضمنا تعبير به « جوارى » جمع « جاريه » كه يكى از معانى آن كشتيهاى در حال حركت است تعبير لطيفى است كه شباهت حركت اين ستارگان را در اوقيانوس آسمان به حركت كشتيها بر صفحه درياها نشان مىدهد .
به هر حال گويا قرآن مجيد مىخواهد با اين سوگندهاى پر معنى و آميخته با نوعى ابهام انديشهها را به حركت در آورد و متوجه وضع خاص و استثنايى اين سيارات در ميان خيل عظيم ستارگان آسمان كند ، تا بيشتر در آن فكر كنند و به عظمت پديدآورنده اين دستگاه عظيم آشناتر شوند .
بعضى از مفسران تفسيرهاى ديگرى براى آيات فوق كردهاند كه چون قابل ملاحظه نبود از ذكر آن خوددارى شد .
در حديثى از امير مؤمنان نيز آمده است كه در تفسير اين آيات فرمود :
هى خمسة انجم : زحل ، و المشترى و المريخ ، و الزهره ، و عطارد :
« آنها پنج ستارهاند : زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد » ( 1 ) .
سپس به دومين سوگند پرداخته ، مىگويد : « قسم به شب هنگامى كه پشت كند و به آخر رسد » ( * ( وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ ) * ) .
« عسعس » از ماده « عسعسة » در اصل به معنى تاريكى رقيق است و از آنجا كه در ابتدا و انتهاى شب تاريكى رقيقتر مىشود اين معنى در مورد روى
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 446