« حركت مىكنند و از ديدهها پنهان مىشوند » * ( ( الْجَوارِ الْكُنَّسِ ) ) * .
« خنس » جمع « خانس » از ماده « خنس » ( بر وزن شمس ) در اصل به معنى انقباض و باز گشت و پنهان شدن است ، و شيطان را از اين جهت « خناس » مىگويند كه خود را مخفى مىكند ، و هنگامى كه نام خدا برده شود منقبض مىشود همان گونه كه در حديث آمده است
الشيطان يوسوس الى العبد فاذا ذكر اللَّه خنس
« شيطان پيوسته بندگان خدا را وسوسه مىكند و هنگامى كه خدا را ياد كنند بر مىگردد » ( 1 ) .
« جوار » جمع « جاريه » به معنى رونده سريع است .
« كنس » جمع « كانس » از ماده « كنس » ( بر وزن شمس ) به معنى مخفى شدن است و « كناس » ( بر وزن پلاس ) به لانه پرندگان و مخفيگاه آهوان و حيوانات وحشى گفته مىشود .
در اينكه منظور از اين سوگندها چيست بسيارى از مفسران معتقدند كه اشاره به پنج ستاره سيار منظومه شمسى است كه با چشم غير مسلح ديده مىشود ( عطارد ، زهره ، مريخ ، مشترى ، و زحل ) .
توضيح اينكه اگر در چند شب متوالى چشم به آسمان بدوزيم به اين معنى پى مىبريم كه ستارگان آسمان دستجمعى تدريجا طلوع مىكنند و با هم غروب مىنمايند بىآنكه تغييرى در فواصل آنها به وجود آيد ، گويى مرواريدهايى هستند كه روى يك پارچه سياه در فواصل معينى دوخته شدهاند ، و اين پارچه را از يك طرف بالا مىآورند و از طرف ديگر پائين مىكشند ، تنها پنج ستاره است كه از اين قانون كلى مستثنا است ، يعنى در لابلاى ستارگان ديگر حركت
هامش
( 1 ) لسان العرب ماده خنس .