عمل و ترجيح زندگى ناپايدار دنيا بر همه چيز است و سرانجام اين دو آتش سوزان دوزخ است .
على ع در حديثى مىفرمايد
و من طغى ضل على عمل بلا حجة
« كسى كه طغيان كند گمراه مىشود و دست به اعمالى مىزند كه هيچ دليلى براى آن ندارد » ( 1 ) و اين ناشى از همان خود بزرگ بينى است كه انسان تمايلات خويش را بدون هيچ دليل منطقى مىپذيرد و براى آن ارج قائل است .
سپس به ذكر اوصاف بهشتيان در دو جمله كوتاه و بسيار پر معنى پرداخته مىفرمايد « اما كسى كه از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوا و هوس باز دارد . . . »
( * ( وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ) * ) .
« بهشت جايگاه و ماواى او است » ( * ( فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ) * ) .
آرى شرط اول بهشتى شدن « خوف » ناشى از « معرفت » است ، شناختن مقام پروردگار و ترسيدن از مخالفت فرمان او ، شرط دوم كه در حقيقت نتيجه شرط اول و ميوه درخت معرفت و خوف است تسلط بر هواى نفس و باز داشتن آن از سركشى ، چرا كه تمام گناهان و مفاسد و بدبختيها از هواى نفس سرچشمه مىگيرد ، هواى نفس بدترين بتى است كه معبود واقع شده « ابغض إله عبد على وجه الارض الهوى » .
حتى ابزار نفوذ شيطان در وجود آدمى « هواى نفس » است كه اگر اين « شيطان درون » با « شيطان برون » هماهنگ نشود و در را به روى او نگشايد وارد شدن او غير ممكن است ، همانگونه كه قرآن مىگويد :
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد 5 صفحه 506 حديث 43 .