آن را پذيرفتهاند مناسبتر به نظر مىرسد زيرا جهنم براى بدكاران خود عذاب و مجازات مضاعفى است و نابينا بودن گروهى در محشر ممكن است در بعضى مواقف باشد نه در تمام مواقف ( 1 ) .
سپس به وضع حال مجرمان و افراد بىايمان در صحنه قيامت اشاره كرده و با چند جمله كوتاه و پر معنى هم سرنوشت آنها را بيان مىكند و هم عوامل گرفتارى آنها را مىفرمايد « اما كسى كه طغيان كند » ( * ( فَأَمَّا مَنْ طَغى ) * ) .
« و زندگى دنيا را بر همه چيز مقدم دارد » ( * ( وَآثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ) .
« مسلما دوزخ جايگاه و ماواى او است » * ( ( فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى ) ) * ( 2 ) .
در جمله اول اشاره به فساد عقيدتى آنها مىكند زيرا طغيان ناشى از خود بزرگ بينى است و خود بزرگ بينى ناشى از عدم معرفة اللَّه است .
كسى كه خدا را به عظمت بشناسد خود را بسيار كوچك و ضعيف مىبيند و هرگز پاى خود را از جاده عبوديت بيرون نمىگذارد .
و جمله دوم اشاره به فساد عملى آنها است چرا كه طغيان سبب مىشود كه انسان لذات زودگذر دنيا و زرق و برق آن را بالاترين ارزش حساب كند و آن را بر همه چيز مقدم بشمرد .
اين دو در حقيقت علت و معلول يكديگرند طغيان و فساد عقيده ، سرچشمه فساد
هامش
( 1 ) توضيح بيشترى در اين زمينه در جلد 13 صفحه 330 ذيل آيه 124 طه بيان شده است .
( 2 ) آيه محذوفى دارد و در تقدير هى الماوى له ، يا هى ماواه مىباشد و ضمير به خاطر وضوح حذف شده .