تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بالاخره در نامه خود بسيار در شگفت شده بودى از اعتقاد آنها سؤال كرده بودى آيا حلال است يا حرام و جوياى تفسير اين مرام شده بودى اينك براى تو توضيح مىدهم تا رفع شك و شبهه شود درست دقت كن برايت در اين نامه تفسير ميكنم چنانچه خداوند ميفرمايد :
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
حرام و حلال آن را بيان خواهم كرد و كاملا معرفى ميكنم تا ديگر در اين مورد اشكالى برايت باقى نماند ان شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه و القوة للَّه جميعا آنچه سؤال كرده بودى كسى كه چنين اعتقادى داشته باشد در نزد من مشرك به خدا است و شكى در شرك او نيست اين اعتقاد از گروهى سرچشمه گرفت كه نفهميدند رهبر آنها چه مىگويد و شعور درك آن را نداشتند و متوجه نشدند ميزان سخن چيست اين دستورات را با عقل و درك خويش حد و اندازه‌گيرى كردند و مطابق دستور و فرمان خدا قرار ندادند از روى افترا و كذب بر خدا و پيامبرش و جرات در تبهكارى و گناه همين كافى است در جهل و نادانى آنها اگر در همان حدودى كه براى ايشان قرار داده شده بود مينهادند اشكالى پيش نمىآمد . به تو گوشزد ميكنم كه خداوند براى اين مقررات حدودى قرار داده تا كسى تجاوز نكند اگر سخن آنها صحيح باشد مردم معذور خواهند بود در اطلاع نداشتن از مقررات دين مقصر و متجاوز هر دو معذورند اما چنين نيست مقررات داراى حد و حدودى است كه هر كس تجاوز نمايد مشرك و كافر است در اين آيه ميفرمايد :
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
اينك براى تو حقايقى را بازگو ميكنم . خداوند اسلام را بعنوان دين براى خود و مردم پذيرفت جز اين راه از كسى چيزى نمىپذيرد بر همين آئين انبيا و پيامبران و محمّد مصطفى را فرستاده مهمترين قسمت دين شناخت انبيا و ولايت آنها است در ضمن خداوند كارهائى را حلال و كارهائى را تا ادامه قيامت حرام نموده شناخت پيامبران و اطاعت و ولايت