تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
خود نوشته بودى گروهى كه من آنها را ميشناسم راه و روش ايشان موجب تعجب تو شده و كارهائى از آنها برايت نقل شده كه ناخوش ميداشتى با اينكه خيال ميكردى مردمانى پرهيزگار و اهل خشوع هستند . شنيده‌اى كه آنها مىگويند دين عبارت است از شناختن مردانى وقتى آن اشخاص را شناختى ديگر هر كار مايلى بكن در نامه يادآور شده بودى كه من ميدانم اصل دين شناختن مردانى است اما آنها ميگويند نماز زكات و روزه ماه رمضان و حج و عمره و مسجد الحرام و خانه خدا و ماه حرام همه اينها مردى است وضو و غسل جنابت نيز مردى است و هر واجبى كه خدا براى بندگان معين كرده مردى است . آنها ميگويند هر كس آن مرد را بشناسد همان شناختن او را كافى است احتياج به عمل ندارد نماز خوانده و زكات داده و حج و عمره و غسل جنابت و وضو ساخته و تمام كارهاى بد را مراعات نموده ماه حرام و مسجد الحرام همه را مىگويند هر كس آن مرد را كاملا با مشخصات بشناسد و در قلبش ثابت شود ميتواند ديگر عملى انجام ندهد و كوشش در كارها ننمايد اگر او را بشناسد همين اعمال بدون انجام دادن از او قبول شده است در وقت خود آن عمل . آنها مىگويند كارهاى بدى كه خدا نهى نموده از قبيل شراب قمار ربا و خون و مردار و گوشت خوك مردمى است ميگويند آنچه خدا حرام نموده از ازدواج با مادران و دختران و عمه‌ها و خاله‌ها و دختران برادر و دختران خواهر و آنچه بر مؤمنين ازدواج آنها را حرام نموده منظورش ازدواج با زنان پيامبر است بقيه هم حلال هستند شنيده‌اى كه آنها چند نفر پياپى با يك زن همبستر ميشوند و شهادت بدروغ مىدهند . آنها مىگويند براى محرمات دين يك ظاهرى است و يك باطن ، ظاهر همان است كه از آن خوددارى مىشود و بواسطهء دفاع از خويش ظاهر را انجام ميدهند اما باطن همان چيزى است كه آنها جويا هستند و به همان نيز مأمورند .