أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ
يعنى امير المؤمنين عليه السّلام كه بىنياز از علم است دانش در نظر او بىارزش است چون خاك .
توضيح : بالا رفتن بر گردنه كنايه از وارد شدن در كار سخت است . از ولايت تعبير بگردنه شده بواسطه سختى آن بر منافقين و حمل ما بعد آيه بر ولايت بنا بر مبالغه است كه حمل مسبب را بر سبب ميكنند اما سببيت در فك و آزادى كه ظاهر است و اما در اطعام نيز بنا بر خبرى كه يتيم و مسكين پيامبر اكرم و على مرتضى عليهما السّلام باشد نيز ظاهر است .
و اما بنا بر ساير اخبار به اين جهت است كه ولايت سبب تسلط امام است و مردم را هدايت مىكند ، مؤيد اين مطلب است آنچه در روايت ابا بصير است كه فرمود ما اطعام ميكنيم در روز گرسنگى .
و احتمال دارد بنا بر بعضى از اخبار :
يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
روز قيامت باشد و يتيمان عبارتند از شيعيانى كه از امامشان دور افتادهاند و مساكين فقراء و شيعه هستند و ولايت سبب اطعام آنها مىشود در آخرت .
تفسير فرات : ابراهيم بن يحيى گفت از حضرت صادق عليه السّلام آيه :
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ
، أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ
پرسيدند فرمود قريش هر نوع آزار و اذيتى را در مكه حرام ميدانستند اگر كسى يك شاخ از درخت داخل مكه را بر خود مىآويخت به او كارى نداشتند حماد گفت وقتى از حرم خارج ميشدند با اين روشى كه داشتند ناسزا گفتن و تكذيب پيامبر صلى اللَّه عليه و آل و سلم را حلال مىشمردند .
فرمود آنها مكه را احترام مىگذاشتند و آنچه خدا حرام كرده بود حلال مىدانستند .
مرحوم طبرسى در مورد آيه :
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ
مىنويسد تمام مفسرين اتفاق دارند كه اين آيه قسمى است خداوند به شهر مكه مىخورد :
وَ أَنْتَ حِلٌّ