چيزى در امتهاى پيش وقوع نيافته مگر اينكه نظير آن در اين امت نيز واقع شده مانند داستان هارون و گوساله سامرى و آنچه براى امير المؤمنين عليه السّلام با ابا بكر و عمر پيش آمد و قارون و عثمان و صفورا و عايشه و نظاير اين وقايع كه در كتاب نبوت به آن اشاره كرديم كه بعضى از آنها آشكار بر هم انطباق دارند و بعضى ديگر بايد با توجيه منطبق گردد اين وقايع از قسم دوم است .
از آن جمله قوم سبا را كه خداوند بواسطه كفران نعمت ايشان را محروم نمود و بجاى آن ميوه تلخ و ترش و درخت سخت بىبار به آنها داد شبيه آن در اين امت آن است كه خداوند ميوههاى پرثمر باغستانهاى حقيقت را ببركت ائمه طاهرين عليهم السّلام آنقدر كه بيان از توصيفش عاجز است ارزانى داشت با اينكه از آشوب جهل و نادانى و گمراهى در امان بودند وقتى اين نعمت را كفران نمودند خداوند از آنها گرفت يا غائب شدند و يا پنهان راويان و حاملين اخبار نيز از ميان ايشان رخت بربستند در نتيجه گرفتار رأيها و قياس شدند و امر برايشان مشتبه گرديد ديگر بسيار كم ميتوانستند تمسك باخبار ائمه عليهم السّلام نمايند ، دامنه شك و شبهه از طرف پيشوايان و رهبران گمراه گسترش پيدا كرد آنها نيز مصداق اين آيه شدند :
وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
.
اين توضيحى بود براى فهم و درك چنين اخبار خداوند راهنماى راه راست است .
كافى : زيد شحام گفت قتادة بن دعامه خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيد امام به او فرمود قتاده تو فقيه اهل بصره هستى عرضكرد مردم چنين مىپندارند فرمود شنيدهام تو قرآن تفسير ميكنى . جوابداد : آرى .
فرمود از روى علم تفسير مينمائى يا جهل گفت نه از روى علم . حضرت باقر فرمود اگر از روى علم تفسير كنى بسيار خوب اينك من يك سؤال از تو مىنمايم گفت بپرس فرمود اين آيه را توضيح بده :
وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ
.
قتاده گفت منظور كسى است كه از خانه خود با زاد و توشه و وسيله سوارى كه