* ( آثِماً أَوْ كَفُوراً ) * ) :
در حقيقت اين حكم دوم تاكيدى است بر حكم اول چرا كه جمعيت دشمنان تلاش مىكردند كه از طرق مختلف پيامبر ص را در مسير باطل به سازش بكشانند ، چنان كه نقل شده كه « عتبة بن ربيعه » و « وليد بن مغيره » به پيامبر ص مىگفتند از دعوت خود باز گرد ، ما آن قدر ثروت در اختيار تو مىگذاريم كه راضى شوى ، و زيباترين دختران عرب را به همسرى تو در مىآوريم ، و پيشنهادهاى ديگرى از اين قبيل ، و پيامبر ص به عنوان يك رهبر بزرگ راستين بايد در برابر اين وسوسههاى شيطانى ، يا تهديداتى كه بعد از بىاثر ماندن اين تطميعات عنوان مىشود ، صبر و استقامت به خرج دهد ، نه تسليم تطميع گردد ، و نه تهديد .
درست است كه پيامبر اسلام ص هرگز تسليم نشد ، ولى اين تاكيدى است بر اهميت اين موضوع در مورد آن حضرت ص و سرمشقى است جاودانى براى ساير رهبران راه خدا .
گرچه بعضى از مفسران « آثم » را به « عتبة بن ربيعه » و « كفور » را به « وليد بن مغيره » يا « ابو جهل » كه هر سه از مشركان عرب بودند تفسير كردهاند ، ولى روشن است كه « آثم » ( گنهكار ) و « كفور » ( كافر و كفران كننده ) مفهوم وسيع و گسترده اى دارد كه همه مجرمان و مشركان را شامل مىگردد ، هر چند اين سه نفر از مصداقهاى روشن آن بودند .
اين نكته نيز قابل توجه است كه « آثم » مفهوم عامى دارد كه « كفور » را نيز شامل مىشود ، بنا بر اين ذكر « كفور » از قبيل ذكر « خاص » بعد از « عام » و براى تاكيد است .
ولى از آنجا كه صبر و استقامت در برابر هجوم اين مشكلات عظيم كار آسانى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٧