شما نمىخواهيم .
10 - ما از پروردگارمان خائفيم در آن روز كه عبوس و شديد است .
11 - از اين رو خداوند آنها را از شر آن روز نگه مىدارد و از آنها استقبال مىكند در حالى كه شادمان و مسرورند .
شان نزول : ( سندى بزرگ بر فضيلت اهل بيت پيامبر « ص » ) .
ابن عباس مىگويد حسن و حسين ع بيمار شدند پيامبر ص با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند ، و به على ع گفتند : اى ابو الحسن ! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مىكردى ، على ع و فاطمه ع و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند ( طبق بعضى از روايات حسن و حسين ع نيز گفتند ما هم نذر مىكنيم روزه بگيريم ) .
چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند ، در حالى كه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند على ع سه من جو قرض نمود ، و فاطمه س يك سوم آن را آرد كرد ، و نان پخت ، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت : السلام عليكم اهل بيت محمد ص « سلام بر شما اى خاندان محمد ! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم ، غذايى به من بدهيد خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند ، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند ، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند .
روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند ( همان نان جوين ) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند ( بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را