2 - نظام جنسيت در جهان بشريت
با تمام گفتگوهايى كه در باره عوامل جنسيت جنين شده ، و اينكه تحت تاثير چه امورى تبديل به جنس « مذكر » يا « مؤنث » مىشود ، هنوز هيچكس به درستى نمىداند كه عوامل اصلى چيست ؟
درست است كه بعضى از مواد غذايى يا پاره اى از داروها ممكن است در اين مساله بىتاثير نباشد . ولى يقينا هيچكدام عامل تعيين كننده محسوب نمىشود ، و به تعبير ديگر اين مطلبى است كه علمش نزد خداوند عالم است .
از سوى ديگر همواره يك تعادل نسبى در ميان اين دو جنس در همه جوامع ديده مىشود گرچه در غالب جوامع تعداد زنان كمى بيشتر و ندرتا در بعضى جوامع تعداد مردان كمى زيادتر است ولى رويهمرفته يك تعادل نسبى در ميان اين دو جنس وجود دارد .
اگر فرضا روزى فرا رسد كه اين تعادل به هم بخورد ، و مثلا تعداد زنان ده برابر مردان ، يا تعداد مردان ده برابر زنان شود ، فكر كنيد چگونه نظام جامعه انسانى به هم مىخورد ؟ و چه مفاسد عجيبى از اين رهگذر به وجود مىآيد كه در برابر هر يك زن ده مرد ، و يا در برابر هر ده مرد يك زن وجود داشته باشد ، و چه جنجالى بر پا مىشود .
آيات فوق كه مىگويد * ( فَجَعَلَ مِنْه الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأُنْثى ) * اشاره لطيف و سر بسته اى به اين دو موضوع است : از يك سو به تنوع مرموز انسانها ، و تقسيم آنها به اين دو جنس در دوران جنين اشاره مىكند ، و از سوى ديگر به اين تعادل نسبى ( 1 ) .
هامش
( 1 ) اينكه معروف است تعداد زنان در هر جامعه اى بيشتر از مردان است و آن را يكى از دلائل تعدد زوجات مىگيرند قابل قبول است ، اما اين منافات با تعادل نسبى ندارد ، فى المثل در يك جامعه 50 ميليون نفرى ممكن است 26 ميليون زن و 24 ميليون مرد باشد يعنى تفاوت اين دو تنها حدود يك دهم يا كمتر باشد اما اينكه تعداد زنان چند برابر مردان بوده باشد در هيچ جامعه اى ديده نشده است .