افراد هر گاه غنائمى به دست آمد اول حق آنها را بپردازند سپس غنائم را تقسيم كنند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه حكم فوق مربوط به اقوامى باشد كه مسلمانان با آنها پيمان نداشتند ، و طبعا حاضر نبودند مهر اين گونه زنان را به مسلمانان باز پس دهند ، جمع ميان هر دو معنى نيز ممكن است « عاقبتم » از ماده « معاقبة » در اصل از « عقب » ( بر وزن كدر ) به معنى « پاشنه پا » است ، و به همين مناسبت كلمه « عقبى » به معنى « جزا » و « عقوبت » به معنى كيفر كار خلاف آمده است ، و روى همين جهت « معاقبة » به معنى كيفر دادن و قصاص كردن به كار مىرود ، و گاه اين واژه ( معاقبة ) به معنى « تناوب » در امرى نيز استعمال شده ، زيرا افرادى كه متناوبا كارى را انجام مىدهند هر يك عقب سر ديگرى فرا مىرسند .
لذا « * ( فَعاقَبْتُمْ ) * » در آيه فوق به معنى پيروز شدن مسلمانان بر كفار و كيفر و مجازات آنها و ضمنا گرفتن غنائم تفسير شده است و هم به معنى « تناوب » چرا كه يك روز نوبت كفار است و روز ديگرى نوبت به مسلمانان مىرسد و بر آنها غالب مىشوند .
اين احتمال نيز داده شده كه منظور از اين جمله رسيدن به عاقبت و پايان كار است ، و منظور از پايان كار در اينجا گرفتن غنائم جنگى است .
هر كدام از اين معانى كه باشد نتيجه يكى است ، فقط راههاى وصول به اين نتيجه متفاوت ذكر شده است ( دقت كنيد ) .
و در پايان آيه ، همه مسلمانان را به تقوى دعوت كرده ، مىفرمايد : « از خدايى كه همه به او ايمان آوردهايد بپرهيزيد و راه مخالفت او را نپوئيد » ( * ( وَاتَّقُوا اللَّه الَّذِي أَنْتُمْ بِه مُؤْمِنُونَ ) * ) .
دستور به تقوى در اينجا ممكن است به خاطر اين باشد كه معمولا در تشخيص
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢