آيه بعد در حقيقت به منزله دليلى است براى آنچه در آيه قبل آمد مىفرمايد : آيا آن كسى كه موجودات را آفريده از حال آنها آگاه نيست ؟
در حالى كه او از دقيقترين اسرار با خبر و نسبت به همه چيز عالم است « ( * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) * ) .
در تفسير جمله « * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ ) * » احتمالات گوناگونى دادهاند :
بعضى گفتهاند منظور اين است كه آيا خدايى كه دلها را آفريده از اسرار درون آنها آگاه نيست ؟
يا اينكه : خدايى كه بندگان را آفريده آيا از اسرار بندگان بىخبر است ؟
يا اينكه خداوندى كه تمام عالم هستى را آفريده از همه اسرار جهان آگاه است ، آيا انسان كه موجودى از اين خلقت عظيم است اسرارش بر خدا پوشيده است ؟ ! به هر حال براى درك اين حقيقت بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خلقت خداوند دائمى است ، يعنى لحظه به لحظه فيض وجود از ناحيه او به مخلوقات مىرسد ، و چنان نيست كه آنها را بيافريند و به حال خود واگذارد .
اصولا ممكنات وابسته وجود او هستند ، و اگر لحظه اى پيوند آنها از ذات پاكش قطع شود راه فنا پيش مىگيرند ، توجه به اين پيوند دائمى و خلقت مستمر بهترين دليل بر علم خداوند نسبت به اسرار همه موجودات در هر زمان و هر مكان است .
توصيف خداوند به « لطيف » از اين نظر است كه لطيف از ماده « لطف » به معنى هر موضوع دقيق ، ظريف ، و هر گونه حركت سريع و جسم لطيف است بنا بر اين لطيف بودن خداوند اشاره به علم او نسبت به اسرار دقيق و ظريف
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٤