آن چنان مبارزه كردم كه فرض كردم فرزندم مرده ، و جنازه اش در برابر من است ، و من از خدا غافل نيستم ، آن گاه بود كه ديگر آيه را تكرار نكردم » ( 1 ) !
2 - نفاق « اعتقادى » و « عملى »
نفاق معنى وسيعى دارد كه هر گونه دوگانگى ظاهر و باطن را در بر مىگيرد ، مصداق بارز آن ، نفاق عقيدتى است ، كه آيات منافقين معمولا ناظر به آن است و آن مربوط به كسانى است كه در ظاهر اظهار ايمان مىكنند ، ولى در دل شرك و كفر ، پنهان مىدارند .
اما نفاق عملى در مورد كسانى است كه اعتقاد باطنى آنها اسلام است ، ولى اعمالى بر خلاف اين تعهد باطنى انجام مىدهند كه دوگانگى چهره درون و برون را نشان مىدهد ، مانند : پيمانشكنى ، دروغ ، خيانت در امانت ، لذا در حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص آمده است :
ثلاث من كن فيه كان منافقا ، و ان صام و صلى ، و زعم انه مسلم : من اذ ائتمن خان ، و اذا حدث كذب ، و اذا وعد ، اخلف
: « سه چيز است در هر كس باشد منافق است ، هر چند نماز بخواند و روزه بگيرد و خود را مسلمان بداند : كسى كه در امانت خيانت مىكند و به هنگام سخن گفتن دروغ مىگويد ، و هر گاه وعده اى مىدهد ، تخلف مىكند » ( 2 ) .
در حديث ديگرى از رسول خدا ص مىخوانيم :
ما زاد خشوع الجسد
هامش
( 1 ) سفينة البحار جلد 2 صفحه 131 ( ماده عبد ) - اين عالم بزرگوار كه در علوم مختلف ، صاحب نظر ، و صاحب اثر است ، در شب بيست و ششم ماه محرم سال 1021 نزديك صبح بعد از اداى نماز شب بدرود حيات گفت ، مرحوم سيد داماد با جمعى از علماء بر او نماز خواند .
( 2 ) « سفينة البحار » جلد 2 صفحه 605 .