هر اجتماعند چرا كه « اولا » در درون جامعهها زندگى مىكنند و از تمام اسرار با خبرند .
ثانيا - شناختن آنها هميشه كار آسانى نيست ، و گاه خود را چنان در لباس دوست نشان مىدهند كه انسان باور نمىكند .
ثالثا - چون چهره اصلى آنها براى بسيارى از مردم ناشناخته است درگيرى مستقيم و مبارزه صريح با آنها كار مشكلى است .
رابعا - آنها پيوندهاى مختلفى با مؤمنان دارند ( پيوندهاى سببى و نسبى و غير اينها ) و وجود همين پيوندها مبارزه با آنها را پيچيده تر مىسازد خامسا - آنها از پشت خنجر مىزنند و ضرباتشان غافلگيرانه است .
اين جهات و جهات ديگرى سبب مىشود كه آنها ضايعات جبران ناپذيرى براى جوامع به بار آورند ، و به همين دليل براى دفع شر آنها بايد برنامه ريزى دقيق و وسيعى داشت .
در حديثى آمده است كه پيامبر فرمود :
انى لا اخاف على امتى مؤمنا و لا مشركا اما المؤمن فيمنعه اللَّه بايمانه ، و اما المشرك فيخزيه اللَّه بشركه ، و لكنى اخاف عليكم كل منافق عالم اللسان ، يقول ما تعرفون و يفعل ما تنكرون :
« من بر امتم نه از مؤمنان بيمناكم ، نه از مشركان ، اما مؤمن ايمانش مانع ضرر او است ، و اما مشرك خداوند او را به خاطر شركش رسوا مىكند ، ولى من از » منافق « بر شما مىترسم كه از زبانش علم مىريزد ( و در قلبش كفر و جهل است ) سخنانى مىگويد كه براى شما دلپذير است ، اما اعمالى ( در خفا ) انجام مىدهد كه زشت و بد است » ( 1 ) .
در باره منافقان بحثهاى مشروح ديگرى در جلد اول ( ذيل آيات 8 تا 16
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » جلد 2 صفحه 606 ماده « نفق » - شبيه همين معنى در « نهج البلاغه » نامه 27 نيز آمده است .