ضمنا آيه فوق مىگويد : نجات خاندان حضرت لوط به هنگام سحر بود ، اين به خاطر آن بود كه وعده عذاب اين قوم ستمگر نيز هنگام صبح بود ، لذا در آخر شب به فرمان خدا اين خانواده با ايمان ( جز همسرش كه راه خود را از راه لوط جدا كرده بود ) از شهر بيرون رفتند و چيزى نگذشت كه زلزله و سپس باران سنگ شروع شد ، چنان كه در آيه سوره هود آمده : فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّه مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ : در قسمتى از شب با خانواده ات حركت كن ، و هيچيك از شما پشت سرش را نگاه نكند ، مگر همسرت كه او نيز به همان بلائى كه آنها گرفتار مىشوند مبتلا خواهد شد ، موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست « ؟ ! و از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى از مفسران به پيروى بعضى از ارباب لغت » سحر « را در اينجا به معنى » بين الطلوعين « تفسير كردهاند هيچگونه مناسبتى با آيه فوق ندارد ( 1 ) .
در آيه بعد براى تاكيد مىفرمايد : « نجات خاندان لوط نعمتى بود از ناحيه ما ، آرى اين گونه كسى را كه شكرگزارى كند پاداش مىدهيم » ( * ( نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ ) * ) ( 2 ) .
و در آيه بعد اين حقيقت را بازگو مىكند كه لوط قبلا اتمام حجت كرده
هامش
( 1 ) « راغب » در مفردات مىگويد : السحر اختلاط ظلام آخر الليل بضياء النهار : « سحر به معنى اختلاط تاريكى آخر شب با روشنايى روز است » .
( 2 ) « نعمة » « مفعول به » براى فعل مقدرى است از جنس خودش ، و يا « مفعول له » براى فعل « نجينا » است كه در آيه قبل آمده .