از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود ، هنگامى كه جنايات عابد مسلم شد او را از عبادتگاهش فرو كشيدند ، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بياويزند ، هنگامى كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شيطان در نظرش مجسم شد ، گفت : من بودم كه تو را به اين روز افكندم ! و اگر آنچه را مىگويم اطاعت كنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم كرد ! عابد گفت چه كنم ؟ گفت : تنها يك سجده براى من كن كافى است ! عابد گفت : در اين حالتى كه مىبينى توانايى ندارم ، شيطان گفت : اشاره اى كفايت مىكند ، عابد با گوشه چشم ، يا با دست خود ، اشاره اى كرد و سجده به شيطان آورد و در دم جان سپرد و كافر از دنيا رفت ! ( 1 ) .
آرى چنين است سرانجام وسوسههاى شياطين ، و منافقانى كه در خط آنها هستند .
3 - آنچه بايد از پيش فرستاد
در آيات فوق روى اين مساله تكيه شده بود كه انسان بايد بنگرد تا كدامين ذخيره را از پيش براى فرداى قيامت خود فرستاده است « * ( وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) * » و در حقيقت سرمايه اصلى انسان در صحنه قيامت كارهايى است كه از پيش فرستاده ، و گرنه غالبا كسى به فكر انسان نيست كه براى او چيزى بعد از مرگ او بفرستد ، و يا اگر بفرستند ارزش زيادى ندارد .
لذا در حديثى از رسول خدا ص مىخوانيم كه فرمود در راه خدا انفاق كنيد هر چند به اندازه يك من خرما يا كمتر ، و يا يك مشت و يا كمتر باشد
هامش
( 1 ) مجمع البيان جلد 9 صفحه 265 ، تفسير قرطبى جلد 9 صفحه 6518 - در تفسير روح البيان اين ماجرا به صورت مشروحترى آمده است ( جلد 9 صفحه 446 ) .