ديگر اينكه منظور محل طلوع و غروب آنها است .
و ديگر اينكه منظور سقوط ستارگان در آستانه رستاخيز و قيامت است .
بعضى نيز آن را تنها به معنى غروب ستارگان تفسير كردهاند .
بعضى هم به پيروى پاره اى از روايات آن را اشاره به نزول قسمتهاى مختلف قرآن در فواصل زمانى متفاوت مىدانند ( زيرا « نجوم » جمع « نجم » در مورد كارهاى تدريجى به كار مىرود ) .
گرچه منافاتى بين اين معانى نيست ، و ممكن است همه در آيه فوق جمع باشد ، ولى تفسير اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد ، چرا كه به هنگام نزول اين آيات غالب مردم اهميت اين سوگند را نمىدانستند امروز براى ما روشن شده است كه ستارگان آسمان هر كدام جايگاه مشخصى دارد ، و مسير و مدار آنها كه طبق قانون جاذبه و دافعه تعيين مىشود بسيار دقيق و حساب شده است .
و سرعت سير آنها هر كدام با برنامه معينى انجام مىپذيرد .
اين مساله گرچه در كرات دوردست دقيقا قابل محاسبه نيست ، اما در منظومه شمسى كه خانواده ستارگان نزديك به ما را تشكيل مىدهد دقيقا مورد بررسى قرار گرفته ، و نظام مدارات آنها به قدرى دقيق و حساب شده است كه انسان را به شگفتى وامىدارد .
هنگامى كه به اين نكته توجه كنيم كه طبق گواهى دانشمندان تنها در كهكشان ما حدود يك هزار ميليون ستاره وجود دارد ! و در جهان كهكشانهاى زيادى موجود است كه هر كدام مسير خاصى دارند ، به اهميت اين سوگند قرآن آشناتر مىشويم .
در كتاب « اللَّه و العلم الحديث » مىخوانيم :
« دانشمندان فلكى معتقدند اين ستارگانى كه از ميلياردها متجاوزند كه قسمتى از آنها را با چشم غير مسلح مىتوان ديد ، و قسمت ( بسيار بيشترى )
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٦٥