آنچه مسلم است اينكه تعبيرات مزبور بيانگر يك واقعيت است كه با مسائل تربيتى انسان پيوند مهمى دارد ، و آن اينكه ماده اوليه انسان بسيار بى ارزش و بى مقدار ، و از حقيرترين مواد روى زمين بوده ، اما خداوند بزرگ از چنين ماده بى ارزشى چنان مخلوق پر ارزشى ساخت كه گل سرسبد جهان آفرينش شد .
و در ضمن اشاره اى است به اين معنى كه ارزش واقعى انسان را همان « روح الهى » و نفخه ربانى كه در آيات ديگر قرآن ( مانند آيه 25 سوره حجر ) آمده تشكيل مىدهد ، تا با شناخت اين حقيقت راه تكامل خود را به خوبى دريابد ، و بداند از كدامين مسير بايد برود تا ارزش واقعى خويشتن را در عالم هستى باز يابد .
سپس به آفرينش « جن » پرداخته ، مىگويد : « و جن را از شعلههاى مختلط و متحرك آتش آفريد » ( * ( وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ ) * ) .
« مارج » در اصل از « مرج » ( بر وزن مرض ) به معنى اختلاط و آميزش است ، و در اينجا منظور اختلاط شعلههاى مختلف آتش مىباشد ، زيرا هنگامى كه آتش شعله ور مىشود گاه به رنگ سرخ ، گاه به رنگ زرد ، گاه به رنگ آبى ، گاه به رنگ سفيد درمىآيد .
بعضى گفتهاند كه معنى « تحرك » نيز در آن هست ( از « امرجت الدابة » يعنى « حيوان را در چراگاه رها كردم » زيرا يكى از معانى « مرج » همان مرتع است ) .
باز در اينجا دقيقا براى ما روشن نيست كه آفرينش « جن » از اين آتشهاى رنگارنگ چگونه بوده است ؟ همانگونه كه خصوصيات ديگر آن نيز از طريق فجر صادق يعنى قرآن مجيد و وحى آسمانى براى ما ثابت شده است ، محدود
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٩