* ( كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ) * ) ( 1 ) .
« تعس » ( بر وزن نحس ) به معنى لغزيدن و برو در افتادن است و اينكه بعضى آن را به « هلاكت و انحطاط » تفسير كردهاند در واقع لازمه آن است .
و در هر حال مقابله ميان اين دو بسيار پر معنى است ، در باره مؤمنان راستين مىفرمايد : « گامهايشان را استوار مىدارد » اما در باره كافران مىگويد :
« لغزش و سقوط بر آنها باد » آن هم به صورت نفرين كه گيراتر و گوياتر باشد .
آرى هنگامى كه افراد بىايمان لغزش مىكنند كسى نيست زير بازوى آنها را بگيرد ، و به آسانى در پرتگاهها سقوط خواهند كرد ، اما فرشتگان رحمت الهى به يارى مؤمنان مىشتابند ، و آنها را در لغزشگاهها و پرتگاهها حفظ مىكنند ، چنان كه در جاى ديگر مىخوانيم : إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ( فصلت - 30 ) .
اعمال مؤمنان پر بركت است ، اما اعمال كافران بىبركت و به سرعت محو و گم مىشود .
آيه بعد علت سقوط آنها و نابودى اعمالشان را چنين بيان مىكند : « اين به خاطر آن است كه از آنچه خدا نازل كرده است كراهت داشتند ، لذا خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرده است » ( * ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّه فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ) * ) .
خداوند قبل از هر چيز آئين توحيد را نازل فرمود اما آنها به آن پشت كرده رو به شرك آوردند ، خداوند دستور به حق و عدالت و پاكى و تقوا داد اما آنها
هامش
( 1 ) « تعسا » مفعول مطلق براى فعل مقدرى است و در تقدير تعسهم تعسا مىباشد و جمله « اضل اعمالهم » عطف بر اين فعل مقدر است ، و هر دو به صورت نفرين است مانند « قاتلهم اللَّه » و روشن است كه نفرين از سوى خداوند به معنى وقوع آن است .