با شما است ، و اراده و مشيت عذاب نيز با خود او است .
« ولى من شما را گروهى مىبينم كه پيوسته در جهل و نادانى اصرار داريد » ( * ( وَلكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ) * ) .
ريشه بدبختى شما نيز همين جهل است ، جهلى توأم با لجاجت و كبر و غرور كه به شما اجازه مطالعه دعوت فرستادگان خدا را نمىدهد ، جهلى كه شما را وادار به اصرار بر نزول عذاب الهى و نابوديتان مىكند ، اگر مختصر آگاهى داشتيد حد اقل احتمال مىداديد كه در برابر تمام احتمالات نفى يك احتمال اثبات نيز باشد كه اگر صورت پذيرد چيزى از شما باقى نخواهد ماند .
سرانجام نصائح مؤثر و رهبريهاى برادرانه « هود » در آن سنگدلان تاثير نگذاشت ، و بجاى پذيرش حق سخت در عقيده باطل خود لجاجت كردند ، و پافشارى نمودند ، و حتى نوح را با اين سخن تكذيب مىكردند كه اگر راست مىگويى پس عذاب موعودت چه شد ؟
اكنون كه اتمام حجت به قدر كافى شده و عدم شايستگى خود را براى ادامه حيات نشان دادهاند حكمت الهى ايجاب مىكند كه « عذاب استيصال » همان عذاب ريشه كن كننده را بر آنها بفرستد .
ناگهان مشاهده كردند ابرى در افق ظاهر گشت ، و در آسمان به سرعت گسترده شد .
« هنگامى كه اين ابر را مشاهده كردند كه به سوى درهها و آبگيرهاى آنها رو مىآورد خوشحال شدند ، و گفتند اين ابرى است بارانزا ! » ( * ( فَلَمَّا رَأَوْه عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « عارض » از ماده « عرض » در اينجا به معنى ابرى است كه در عرض آسمان گسترده مىشود ، و شايد اين يكى از نشانههاى ابرهاى بارانزاست كه در همان افق پهن مىشود و سپس بالا مىرود - « اودية » جمع « وادى » به معنى دره و محل جريان سيلابهاست .