مىگذشت . و اطلاق چشمه ( عين ) بر اين شعبهها بعيد نيست .
سپس مىافزايد : « و زراعتها ، و قصرهاى جالب و زيبا و پر ارزش » ( * ( وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ ) * ) .
و اين دو سرمايه مهم ديگر آنها بود ، زراعتهاى عظيمى كه در بستر نيل در سرتاسر مصر از انواع و اقسام مواد خوراكى و غير خوراكى و محصولاتى كه هم خود از آن استفاده مىكردند و هم به خارج صادر مىكردند ، و اقتصاد آنها بر محور آن مىچرخيد ، و همچنين قصرها و مساكن آباد كه يكى از مهمترين وسائل زندگى انسان مسكن مناسب است .
البته « كريم » و پر ارزش بودن اين قصرها از نظر ظاهرى و از ديدگاه خود آنها بود ، و گرنه در منطق قرآن اين گونه مسكنهاى پر زرق و برق طاغوتى و غفلت زا كرامتى ندارد .
بعضى نيز احتمال دادهاند كه منظور از « مقام كريم » مجالس جشن و شادمانى ، و يا منابرى باشد كه مداحان و شعرا بالاى آن مىرفتند و فرعون را ستايش مىكردند ، ولى معنى اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد .
و از آنجا كه غير از امور مهم چهارگانه فوق ، وسائل تنعم فراوان ديگرى داشتند ، به همه آنها نيز در يك جمله كوتاه اشاره كرده مىگويد : « و نعمتهاى فراوان ديگرى كه در آن متنعم بودند و در ناز و نعمت زندگى مىكردند » ( * ( وَنَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ ) * ) ( 1 ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « نعمة » ( به فتح نون ) به معنى « تنعم » و به كسر نون به معنى « انعام » است ، جمعى از مفسرين و ارباب لغت به اين معنى تصريح كردهاند ، در حالى كه جمعى ديگر معتقدند هر دو يك معنى دارد ، و هر گونه منافع قابل توجهى را شامل مىشود .
( 2 ) « فاكهين » گاه به معنى استفاده كردن از « فواكه » و ميوهها ، و گاه به معنى گفتگوهاى فكاهى و سرورانگيز ، و گاه به معنى هر گونه تنعم و تلذذ تفسير شده است ، و معنى اخير از همه جامعتر است .