براى چگونگى قيامت است ، مىگويد : « خدا چشمهايى را كه به خيانت گردش مىكند مىداند ، و از آنچه در سينهها پنهان است با خبر است » ( * ( يَعْلَمُ خائِنَةَ الأَعْيُنِ وَما تُخْفِي الصُّدُورُ ) * ) ( 1 ) .
آرى خدايى كه از حركات مخفيانه چشمها و اسرار درون سينهها آگاه است در آن روز در باره خلايق دادرسى و قضاوت مىكند ، و با اين علم و آگاهى دقيق او روز گنهكاران سياه و تاريك است .
در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم : هنگامى كه از معنى اين آيه از آن حضرت سؤال كردند ، فرمود :
ا لم تر الى الرجل ينظر الى الشيء و كانه لا ينظر اليه ، فذلك خائنة الاعين :
« آيا نديده اى گاه انسان به چيزى نگاه مىكند اما چنين وانمود مىكند كه به آن نگاه نمىكند ؟ اين نگاههاى خيانتآلود است » ! ( 2 ) .
آرى اين نگاهها خواه به نواميس مردم باشد و يا امور ديگرى كه نگاه كردن به آن ممنوع است بر خداوندى كه ذرهاى از آنچه در آسمانها و زمين است از علم او مخفى نيست پنهان نمىماند ، « لا يَعْزُبُ عَنْه مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ » ( سبا - 3 ) .
در حديث ديگرى آمده است : يكى از ياران پيامبر در كنار يكى از مخالفان سرسخت اسلام در محضر پيامبر ص نشسته بود ، بعد از آنكه آن مرد مخالف از محضر پيامبر ص امان گرفت و بيرون رفت عرض كرد : چرا اشاره اى نفرموديد
هامش
( 1 ) در جمله « * ( يَعْلَمُ خائِنَةَ الأَعْيُنِ ) * » از نظر تركيب نحوى دو احتمال وجود دارد : نخست اينكه « خائنة » معنى مصدرى دارد و به معنى « خيانت » است ، ( مانند كاذبة و لاغية كه به معنى كذب و لغو است ) اين احتمال نيز داده شده است كه از قبيل تقديم صفت باشد و در اصل « الاعين الخائنة » بوده كه به اين ترتيب « اسم فاعل » مىباشد .
( 2 ) « تفسير صافى » ذيل آيه مورد بحث .