در توصيف سوم مىگويد : « وجود آنها مملو از غم و اندوه مىشود اما توانايى اظهار آن را ندارند » ( كاظمين ) .
« كاظم » از ماده « كظم » در اصل به معنى بستن دهان مشكى است كه پر از آب باشد سپس در مورد كسانى كه از خشم و غضب پر مىشوند اما به دلائل مختلفى آن را اظهار نمىدارند اطلاق شده است .
اگر انسان گرفتار اندوه و غم جانكاهى شود اما بتواند فرياد كند ممكن است كمى آرام گيرد ، اما افسوس كه در آنجا حتى جاى فرياد و نعره زدن نيست ، آنجا صحنه بروز همه اسرار نهان و پيشگاه داورى حق و محضر عدل پروردگار ، و حضور جمع خلايق است ، فرياد چه سودى دارد ؟ ! چهارمين توصيف اينكه : « براى ستمكاران دوستى وجود ندارد » ( * ( ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ ) * ) .
آن گروه از دغل دوستان كه همچون مگسان گرد شيرينى به هنگام قدرت اطراف آنها را گرفته بودند ، و با تملق و چاپلوسى خود را يارانى وفادار و جاننثار ، و يا غلامانى خانه زاد ، معرفى مىكردند ، همه گرفتار كار خويشند ، و به ديگرى نمىپردازند ، آرى در آن روز نه دوستى براى انسان وجود دارد و نه غمخوارى براى درد دل كردن .
در پنجمين توصيف مىفرمايد : « و نه شفاعت كننده اى كه شفاعتش پذيرفته شود » ( * ( وَلا شَفِيعٍ يُطاعُ ) * ) .
چرا كه شفاعت شافعان راستين مانند انبيا و اولياء نيز به اذن پروردگار است ، و به اين ترتيب قلم بطلان بر پندار بت پرستان كه بتها را شفعاى خود در پيشگاه خدا مىدانستند مىكشد .
در ششمين مرحله يكى از اوصاف خدا را بيان مىكند كه در ضمن توصيفى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤