باشد ؟ منتها چون مساله مودت پايه اين ارتباط بوده در اين آيه با صراحت آمده است .
جالب اينكه غير از آيه مورد بحث در قرآن مجيد در پانزده مورد ديگر كلمه « القربى » به كار رفته كه در تمام آنها به معنى خويشاوندان و نزديكان است با اينحال معلوم نيست چرا بعضى اصرار دارند كه « قربى » منحصرا در اينجا به معنى « تقرب الى اللَّه » بوده باشد ، و معنى ظاهر و واضح آن را كه در همه جا در قرآن در آن به كار رفته است كنار بگذارند ؟
اين نكته نيز قابل توجه است كه در پايان همين آيه مورد بحث مىافزايد :
« آن كس كه عمل نيكى انجام دهد بر نيكى عملش مىافزاييم ، چرا كه خداوند آمرزنده و شكرگزار است و به اعمال بندگان جزاى مناسب مىدهد » ( * ( وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَه فِيها حُسْناً إِنَّ اللَّه غَفُورٌ شَكُورٌ ) * ) .
چه حسنه اى از اين برتر كه انسان خود را هميشه در زير پرچم رهبران الهى قرار دهد ، حب آنها را در دل گيرد ، و خط آنها را ادامه دهد ، در فهم كلام الهى آنجا كه مسائل براى او ابهام پيدا كند از آنها توضيح بخواهد ، عمل آنها را معيار قرار دهد ، و آنها را الگو و اسوه خود سازد .
رواياتى كه در تفسير اين آيه آمده است
شاهد گوياى ديگر براى تفسير فوق اينكه روايات فراوانى در منابع اهل سنت و شيعه از شخص پيامبر ص نقل شده كه نشان مىدهد منظور از « قربى » اهل بيت و نزديكان و خاصان پيامبرند ، به عنوان نمونه :
1 - « احمد » در فضائل الصحابه با سند خود از سعيد بن جبير از عامر چنين نقل مىكند : لما نزلت * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * قالوا :
يا رسول اللَّه ! من قرابتك ؟ من هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال :
على و فاطمه و ابناهما ( عليهم السلام ) و قالها ثلاثا : « هنگامى كه آيه » * ( قُلْ