و پاك است از داشتن فرزند خواه فرزند حقيقى باشد و يا فرزند انتخابى .
بعلاوه چنان كه قبلا هم گفتهايم اين سبك مغزان بى خبر كه گاه فرشتگان را فرزندان خدا مىپنداشتند و گاه در ميان او و جن نسبتى قائل مىشدند و گاه « مسيح » يا « عزير » را پسر خدا معرفى مىكردند از اين واقعيت روشن بى خبر بودند كه اگر منظور از فرزند ، فرزند حقيقى است ، اولا لازمه آن جسم بودن است ، ثانيا تجزيه پذيرفتن ( چرا كه فرزند جزئى از وجود پدر است كه از او جدا مىشود ) .
ثالثا لازمه آن داشتن شبيه و نظير است ( چرا كه فرزند هميشه شباهت به پدر دارد ) .
و رابعا : لازمه آن نياز به همسر است .
و خداوند از همه اين امور پاك و منزه مىباشد .
و اگر منظور فرزند انتخابى و به اصطلاح « تبنى » است ، آن نيز يا به خاطر نياز به كمك جسمانى و يا انس اخلاقى و مانند آن است ، و خداى قادر و قاهر از همه اين امور بىنياز است .
بنا بر اين توصيف به « واحد » و « قهار » پاسخ فشرده اى به تمام اين احتمالات است .
به هر حال انتخاب تعبير « لو » كه معمولا در موارد شرطهاى محال به كار مىرود اشاره به اين است كه اين يك فرض محال است كه خدا فرزندى برگزيند ، و به فرض محال كه نيازى داشت ، نيازى به آنچه آنها مىگويند نداشت ، بلكه مخلوقات برگزيده اش اين منظور را تامين مىكردند .
سپس براى تثبيت اين واقعيت كه خدا هيچ نيازى به مخلوقات ندارد ، و نيز براى بيان نشانه هايى از توحيد و عظمتش مىفرمايد : « خداوند همه آسمانها
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٥