بحث به پاسخ اين پندار زشت پرداخته مىگويد : « اگر خدا مىخواست فرزندى انتخاب كند از ميان مخلوقاتش آنچه را مىخواست بر مىگزيد » ( * ( لَوْ أَرادَ اللَّه أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفى مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ ) * ) .
« پاك و منزه است از اينكه فرزندى داشته باشد ، او خداوند واحد قهار است » ( * ( سُبْحانَه هُوَ اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ ) * ) .
در تفسير جمله اول مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند :
بعضى گفتهاند : منظور اين است كه اگر خدا مىخواست فرزندى انتخاب كند چرا دختران را برگزيند كه به زعم و پندار شما انسانهايى هستند كم ارزش ؟
چرا پسران را برنگزيند ؟ ، و اين در حقيقت يك نوع استدلال بر طبق ذهنيات طرف مقابل است تا بىپايه بودن گفتار خودش را دريابد .
بعضى ديگر گفتهاند منظور اين است كه اگر خدا مىخواست فرزندى داشته باشد مخلوقاتى برتر و بهتر از فرشتگان مىآفريد .
اما با توجه به اينكه ارزش وجودى دختران در پيشگاه خدا از پسران كمتر نيست ، و با توجه به اينكه فرشتگان و يا حضرت عيسى كه به اعتقاد منحرفان فرزند خداست موجوداتى بسيار شريف و شايستهاند ، هيچيك از اين دو تفسير مناسب به نظر نمىرسد .
بهتر اين است كه گفته شود آيه در صدد بيان اين مطلب است كه فرزند لا بد براى « كمك » يا « انس روحى » است ، به فرض محال كه خداوند نياز به چنين چيزى داشت فرزند لزومى نداشت ، بلكه از ميان مخلوقات شريف خود كسانى را برمىگزيد كه اين هدف را تامين كنند چرا فرزند انتخاب كند ؟
ولى از آنجا كه او واحد و يگانه و قاهر و غالب بر همه چيز و ازلى و ابدى است نه نيازى به كمك كسى دارد ، و نه وحشتى در او تصور مىشود كه از طريق انس گرفتن با چيزى بر طرف گردد و نه احتياج به ادامه نسل دارد ، بنا بر اين او منزه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٤