* ( الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ ) * . . . * ( إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ ) * » ( 1 ) .
همين معنى در تفسير مجمع البيان با تفاوت مختصرى نقل شده و در آخر آن آمده است : « پيامبر ص در حالى كه اشك از چشمانش جارى بود فرمود اى عمو ! اگر اينها خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قرار دهند تا دست از اين سخن بردارم هرگز چنين نخواهم كرد ، مگر اينكه اين سخن را در جامعه نفوذ دهم ، و يا در راه آن كشته شوم ، هنگامى كه ابو طالب اين سخن را شنيد عرض كرد به دنبال برنامه خود باش به خدا سوگند كه من هرگز دست از يارى تو بر نخواهم داشت » ( 2 ) .
تفسير : آيا بجاى اينهمه خدا ، يك خدا را بپذيريم ؟ !
افراد مغرور و خودخواه هم نفوذناپذيرند و هم « مطلقگرا » چيزى را جز آنچه با افكار محدود و ناقصشان درك كردهاند به رسميت نمىشناسند ، و معيار سنجش همه ارزشها را همان قرار مىدهند .
لذا هنگامى كه پيامبر اسلام ص پرچم توحيد را در مكه برافراشت و بر ضد بتهاى كوچك و بزرگ كه عدد آنها بالغ بر 360 بت مىشد قيام كرد گاه « تعجب مىكردند كه چرا پيامبر انذاركننده اى از ميان آنها برخاسته است » ؟
( * ( وَعَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ ) * ) .
تعجب آنها از اين بود كه محمد ص يك نفر از خود آنها است .
چرا فرشته اى از آسمان نازل نشده ؟ آنها اين نقطه بزرگ قوت را نقطه ضعف مىپنداشتند ، كسى كه از ميان توده مردم برخاسته بود ، از نيازها و دردهاى
هامش
( 1 ) تفسير على بن ابراهيم طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد 4 صفحه 442 ( حديث 7 ) .
( 2 ) « مجمع البيان » جلد 8 صفحه 65 .