آرى از آن همه زندگانى با رونق و تمدن درخشان و گسترده چيزى جز اخبارى بر سر زبانها ، و يادى در خاطرهها ، و سطورى بر صفحات تاريخها باقى نماند ، « و آنها را سخت متلاشى و پراكنده ساختيم » ( * ( وَمَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ ) * ) .
چنان سرزمين آنها ويران گشت كه توانايى اقامت از آنان سلب شد ، و براى ادامه زندگى مجبور شدند هر گروهى به سويى روى آورند ، و مانند برگهاى خزان كه بر سينه تند باد قرار گرفته هر كدام به گوشه اى پرتاب شدند ، آن چنان كه پراكندگى آنها به صورت « ضرب المثل » در آمد كه هر گاه مىخواستند بگويند فلان جمعيت سخت متلاشى شدند مىگفتند « تفرقوا ايادى سبا » ! ( همانند قوم سبا و نعمتهاى آنها پراكنده شدهاند ! ) ( 1 ) .
به گفته بعضى از مفسران قبيله « غسان » به شام رفتند و « اسد » به عمان و « خزاعه » به سوى تهامه و طايفه « انمار » به يثرب ( 2 ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « قطعا در اين سر گذشت آيات و نشانههاى عبرتى است براى صبر كنندگان و شكرگزاران » ( * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ) * ) .
چرا « صابران » و « شكرگزاران » مىتوانند از اين ماجراها درس عبرت گيرند ؟ ( مخصوصا با توجه به اينكه صبار و شكور هر دو صيغه مبالغه است و تكرار و تاكيد را بيان مىكند ) .
اين بخاطر آنست كه آنها به واسطه صبر و استقامتشان مركب سركش هوا
هامش
( 1 ) اين ضرب المثل به دو صورت نقل شده « تفرقوا ايدى سبا » و « ايادى سبا » در صورت اول اشاره به پراكندگى لشكر و نفرات آنها است ، و در صورت دوم ناظر به پراكندگى اموال و امكانات و مواهب آنها است ، زيرا « ايادى » معمولا به معنى نعمتها استعمال مىشود .
( 2 ) « تفسير قرطبى » و تفسير « ابو الفتوح رازى » ذيل آيات مورد بحث .