بر شاخسار آن ظاهر شده بود كه مىگويند هر گاه كسى سبدى روى سر مىگذاشت و از زير آنها مىگذشت پشت سر هم ميوه در آن مىافتاد و در مدت كوتاهى پر مىشد .
وفور نعمت آميخته با امنيت محيطى بسيار مرفه براى زندگى پاك آماده ساخته بود ، محيطى مهيا براى اطاعت پروردگار ، و تكامل در جنبههاى معنوى .
اما آنها قدر اين همه نعمت را ندانستند ، خدا را به دست فراموشى سپردند ، و به كفران نعمت مشغول شدند ، به فخرفروشى پرداختند و به اختلافات طبقاتى دامن زدند .
در بعضى از تواريخ آمده است موشهاى صحرايى دور از چشم مردم مغرور و مست به ديواره اين سد خاكى روى آوردند ، و آن را از درون سست كردند ، ناگهان باران شديدى باريد و سيلاب عظيمى حركت كرد ، ديوارههاى سد كه قادر به تحمل فشار سيلاب نبود يك مرتبه در هم شكست ، و آبهاى بسيار زيادى كه پشت سد متراكم بود ناگهان بيرون ريخت ، و تمام آباديها ، باغها ، كشتزارها و زراعتها ، و چهار پايان را تباه كرد ، و قصرها و خانههاى مجلل و زيبا را يكباره ويران نمود ، و آن سرزمين آباد را به صحرايى خشك و بى آب و علف مبدل ساخت ، و از آن همه باغهاى خرم و اشجار بارور تنها چند درخت تلخ « اراك » و « شورگز » و اندكى درختان « سدر » بجاى ماند ، مرغان غزلخوان از آنجا كوچ كردند ، و بومها و زاغان جاى آنها را گرفتند ( 1 ) .
آرى هنگامى كه خداوند مىخواهد قدرتنمايى كند تمدنى عظيم را با چند موش ! بر باد مىدهد ، تا بندگان به ضعف خود آشنا گردند و به هنگام قدرت مغرور نشوند !
هامش
( 1 ) اقتباس از تفسير « مجمع البيان » و « قصص قرآن » و تفاسير ديگر .