تلاوت مىكنند ، و نماز را بر پا مىدارند ، و از آنچه به آنها روزى دادهايم در پنهان و آشكار انفاق مىكنند ، آنها اميد تجارتى دارند كه نابودى و فساد و كساد در آن نيست « ( * ( إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّه وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ ) * ) ( 1 ) .
بديهى است كه « تلاوت » در اينجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفكر و انديشه نيست ، خواندنى است كه سرچشمه فكر باشد ، فكرى كه سرچشمه عمل صالح گردد ، عملى كه از يك سو انسان را به خدا پيوند دهد كه مظهر آن نماز است ، و از سوى ديگر به خلق خدا ارتباط دهد كه مظهر آن انفاق است ، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده ، از علمش ، از مال و ثروت و نفوذش ، از فكر نيرومندش از اخلاق و تجربياتش ، و خلاصه از تمام مواهب خدا دادى .
اين انفاق گاهى مخفيانه صورت مىگيرد تا نشانه اخلاص كامل باشد ( سرا ) .
و گاه آشكارا تا مشوق ديگران گردد و تعظيم شعائر شود ( علانية ) .
آرى علمى كه چنين اثرى دارد مايه رجاء و اميدوارى است .
با توجه به آنچه در اين آيه و آيه پيشين آمده چنين نتيجه مىگيريم كه علماى راستين داراى اين صفاتند :
از نظر روحى قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خدا است .
از نظر گفتار زبانشان به تلاوت آيات خدا مشغول است .
از نظر عمل روحى و جسمى نماز مىخوانند و او را عبادت مىكنند .
از نظر عمل مالى از آنچه دارند در آشكار و پنهان انفاق مىنمايند .
و سرانجام از نظر هدف ، افق فكرشان آن چنان بالا است كه دل از دنياى مادى زودگذر بر كنده ، تنها به تجارت پر سود الهى مىنگرند كه دست فنا به
هامش
( 1 ) توجه داشته باشيد كه « يرجون » خبر « ان » است .