چنان كه در نهج البلاغه مىخوانيم
تغر و تضر و تمر :
« مىفريبد و ضرر مىزند و مىگذرد » ! ( 1 ) .
2 - فريبندگى دنيا
بدون شك بسيارى از مظاهر زندگى دنيا غرورآميز و غفلتزا است ، و گاه چنان انسان را به خويشتن مشغول مىدارد كه از هر چه غير آن است غافل مىسازد .
به همين دليل در بعضى از روايات اسلامى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم كه وقتى از آن حضرت پرسيدند : اى الناس اثبت رأيا : « چه كسى از همه مردم با فكرتر ، و از نظر انديشه ثابتتر است ؟ فرمود :
من لم يغره الناس من نفسه و لم تغره الدنيا بتشويقها :
« كسى كه مردم فريبكار او را نفريبند ، و تشويقهاى دنيا نيز او را فريب ندهد » ( 2 ) .
ولى با اين حال در لابلاى صحنههاى مختلف همين دنياى فريبنده صحنههاى گويايى است كه ناپايدارى جهان و تو خالى بودن زرق و برقهاى آن را به روشنترين وجهى بيان مىكند ، حوادثى كه هر انسان هوشمندى را مىتواند بيدار كند ، بلكه ناهوشمندان را تيز هوشيار مىسازد .
در حديثى مىخوانيم كه امير مؤمنان على ع از كسى شنيد كه دنيا را مذمت مىكند و آن را فريبنده مىشمرد ، على ع رو به او كرد و فرمود :
ايها الذام للدنيا المغتر بغرورها ، المخدوع باباطيلها ، ا تغتر بالدنيا ثم تذمها ؟
انت المتجرم عليها ام هى المتجرمة عليك ؟
متى استهوتك ؟ ام متى غرتك ؟ ا بمصارع آبائك من البلى ام بمضاجع امهاتك تحت الثرى . . . ؟ !
هامش
( 1 ) جمله « تغر و تضر و تمر » در مورد دنيا در نهج البلاغه در كلمات قصار امير مؤمنان على ( ع ) حكمت 415 آمده است .
( 2 ) « من لا يحضره الفقيه » ( طبق نقل نور الثقلين جلد 4 صفحه 217 ) .