در اينجا مىتوان با تعبير ديگرى از اين امانت ياد كرد و گفت امانت الهى همان « تعهد و قبول مسئوليت » است .
بنا بر اين آنها كه امانت را صفت اختيار و آزادى اراده دانستند به گوشه اى از اين امانت بزرگ اشاره كردهاند ، همانگونه آنها كه آن را تفسير به « عقل » يا « اعضاء پيكر » و يا « امانتهاى مردم نسبت به يكديگر » و يا « فرائض و واجبات » و يا « تكاليف به طور كلى » تفسير نمودهاند هر كدام دست به سوى شاخه اى از اين درخت بزرگ پربار دراز كرده ، و ميوه اى چيدهاند .
اما منظور از عرضه كردن اين امانت به آسمانها و زمين چيست ؟
آيا منظور اين است كه خداوند سهمى از عقل و شعور به آنها بخشيد ، سپس حمل اين امانت بزرگ را به آنها پيشنهاد كرد ؟
و يا اينكه منظور از عرضه كردن همان مقايسه نمودن است ؟ يعنى هنگامى كه اين امانت با استعداد آنها مقايسه شد آنها به زبان حال و استعداد عدم شايستگى خويش را براى پذيرش اين امانت بزرگ اعلام كردند .
البته معنى دوم مناسبتر به نظر مىرسد ، به اين ترتيب آسمانها و زمين و كوهها همه با زبان حال فرياد كشيدند كه حمل اين امانت از عهده ما خارج است .
و از اينجا پاسخ سؤال سوم نيز روشن شد كه چرا و چگونه اين موجودات از حمل اين امانت بزرگ ابا كردند و ترس آميخته با احترام نشان دادند .
و از همين جا كيفيت حمل اين امانت الهى از ناحيه انسان روشن مىشود ، چرا كه انسان آن چنان آفريده شده بود كه مىتوانست تعهد و مسئوليت را بر دوش كشد ، و ولايت الهيه را پذيرا گردد ، و در جاده عبوديت و كمال به سوى معبود لا يزال سير كند ، و اين راه را با پاى خود و با استمداد از پروردگارش بسپرد .
اما اينكه در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت ع رسيده اين امانت
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٤