بر مىگزينيم .
اساسا در اين آيه پر محتوا روى پنج نقطه بايد تكيه كرد :
1 - منظور از « امانت » امانت الهى چيست ؟
2 - عرضه داشتن آنها بر آسمان و زمين و كوهها چه معنى دارد ؟
3 - چرا و چگونه اين موجودات از حمل اين امانت ابا كردند ؟
4 - چگونه انسان حامل اين بار امانت شد ؟
5 - چرا و چگونه او « ظلوم » و « جهول » بود ؟ ! در مورد « امانت » تفسيرهاى مختلفى ذكر شده از جمله :
منظور از امانت « ولايت الهيه » و كمال صفت عبوديت است كه از طريق معرفت و عمل صالح حاصل مىشود .
منظور صفت « اختيار و آزادى اراده » است كه انسان را از ساير موجودات ممتاز مىكند .
مقصود « عقل » است كه ملاك تكليف و مناط ثواب و عقاب است .
منظور « اعضاء پيكر انسان » است : چشم امانت الهى است كه بايد آن را حفظ كرد و در طريق گناه مصرف ننمود ، گوش و دست و پا و زبان هر كدام امانتهاى ديگرى هستند كه حفظ آنها واجب است .
منظور « امانتهايى است كه مردم از يكديگر مىگيرند » و وفاى به عهدهاست .
مقصود « معرفت اللَّه » است .
منظور « واجبات و تكاليف الهى » همچون نماز و روزه و حج است .
اما با كمى دقت روشن مىشود كه اين تفسيرهاى مختلف با هم متضاد نيستند بلكه بعضى را مىتوان در بعضى ديگر ادغام كرد ، بعضى به گوشه اى از مطلب نظر افكنده و بعضى به تمام .
براى به دست آوردن پاسخ جامع ، بايد نظرى به انسان بيفكنيم ببينيم
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٢